دامان نگه تنگ و گل حسن تو بسيار گلچين بهار تو زدامان گله دارد
يكي از بزرگترين مواهب إلهي و عطاياي ربّاني براي بشريّت ، سيره و عملكرد پيامبران إلهي است . و در واقع مدار عزّت و آبروي بشريّت ، سيره و زندگاني ، أنبياء إلهي است . همچنين خداوند متعال اين امّت را بوسيله ي فرستادن خاتم ألانبياء (ص) مورد عنايت خاص و توجّه بيشتري قرار داد ، پيامبري كه بعثت پر بركتش تمام كائنات را نور باران كرد .
بدون شك جامعه جهاني مديون زحمت ها و مشقّت هاي فراوان و طاقت فرساي غير قابل انكار ، پيامبر عظيم ألشان اسلام (ص) مي باشد . والا مقامي كه همچون رحمت فراگير رشد و هدايت ، تحوّلي جديد در حيات و نشاطي تازه به انسانيّت ارزاني داشت . آنگاه كه جامعه انساني در اقيانوس كران ناپديد ظلمت و ضلالت ها غرق شده بود به گفته امام ندوي (رح) بشريّت خود را كاملاً براي خودكشي و سقوط در جهنّم دنيا و آخرت آماده كرده بود و گويي آتشفشان كاملا آماده انفجار بود .
در اين اوضاع نابسامان ، خورشيد عالم تاب و مشعل فروزان رشد و هدايت پرتو افشاني كرد و در كالبد انسان هايي كه بر پرتگاه هلاكت قرار گرفته بودند ، روح تازه دميد و در ميان آنان اخوّت و برادري ايجاد نمود .
از همين جهت بود كه نبي مكرّم اسلام (ص) فرمودند : « أنا رَحْمَة مُهداة » من از طرف خداوند متعال ، رحمت اعزام شده ام . و از ابن عمر روايت شده است كه حضرت رسول اعظم (ص) فرمودند « أنا رَحْمَة مُهداة بِرفع قومٍ و خَفْض آخرين » يعني من رحمت إعزام شده ي خداوند هستم تا گروهي را كه فرمانبردار او هستند ، سربلند سازم و گروهي ديگر را كه نافرمان هستند به ذلّت و خواري نشانم . از اين حديث واضح مي گردد كه براي ، محو نمودن كفر و شرك از جهان ، خوار نمودن كفّار و جهاد با آنان ، عين رحمت است ؛ زيرا اميد آن مي رود كه بوسيله آن ، سركشان و متكبّران به هوش آمده و راه ايمان را در پيش گيرند .
در روايات متعددي ، حلم و عفو ، تسامح و گذشت آن حضرت (ص) بيان شده و معلوم مي گردد كه در آن گنجينة رحمت ، مسلمان و كافر ، مرد و زن ، مالك و مملوك ، پير و جوان ، بطور يكسان سهيم بودند .
آنحضرت (ص) به جهانيان اين پيام را اعلام نمود : كه « لا تَباغضوا و لا تَحاسَدوا و لا تَدابَروا و كُونوا عِبادالله إخواناً »
با يكديگر بغض و كينه نداشته باشيد به يكديگر حسد نورزيد و به يكديگر پشت نكنيد و همه بندگان خدا با يكديگر برادر باشيد .
معرفت سيّد الكونين (ص)
آري ! محمّد مصطفي (ص) نيكو خصاليست ، كه خداوند متعال اخلاق حميده و رأفت پسنديده او را ستوده ، مي فرمايد : « إنّك لعلي خُلُقٍ عَظيم » ( آيه 4 سوره قلم )
نهايت مهرباني است ، كه وجودش عالميان را رحمت و عطوفت محض ، مي باشد چنانكه الله وي را در شميم هدايتش چنين توصيف نموده است . « و ما أرسلناك إلّا رحمةً للعالمين » ( آيه 7 سوره انبياء )
و سعدي شيرازي چه زيبا مي سرايد :
سيّد كونين ، ختم المرسلين
آخر آمد بود فخر الاوّلين
آنكه آمد نه فلك معراج او
انبياء و اولياء محتاج او
شد و جودش رحمه للّعالمين
مسجد او شد همه روي زمين
اعتراف مسيحيان به جايگاه رفيع رسول الله (ص)
يكي از نويسندگان معروف انگلسي به نام توماس كار لايل مي گويد : رأفت و بلند رتبتي غير قابل انكار محمّد (ص) را نپذيرفتن نه تنها بي انصافي است بلكه خود لكه سياه و ننگ و عاري است . و گفتارهاي حكيمانه محمّد (ص) وحي آسماني است و وجودش قطعه يي از حقايق اصليه و خميره اش از قلب دنيا است . بدون شك وجود چنين شخصيّتي بالاترين دليل براي هستي آفريدگار عالم ، است .
تحمّل وصف ناپذير پيامبر (ص)
رأفت و رحمت منجي عالم بشريّت (ص) به حدّي رسيده بود ، كه هيچ گاه ملامت و سرزنش كردن ، افراد ملحد و مشقّت ها و رنجها ، مانع وي نگشتند تا از كار خويش باز آيد . مصائب و سختي هايي كه كوهها را به حركت در
مي آورد ، آنگاه كه به گفته يكي از نويسندگان به نام بن اسحاق كه مي فرمايد : « چون عداوت و مخالفت در دلهاي مردم قريش نسبت به محمّد مصطفي (ص) و يارانش به اوج رسيد ، ارازل و اوباش خود را براي مخالفت آن حضرت (ص) بر انگيختند . »
« فكذّبوه و آذوهُ و رَموه بالشّعر و الكَهانة و الجُنون » پس آنان ، آن حضرت (ص) را مورد تكذيب و آزار قرار دادند و وي را به شاعري ، ساحري ، كهانت و جنون متهم ساختند .
رأفت عمومي پيامبر عظيم الشّأن (ص)
رسول مكرّم اسلام (ص) با وجود دلاوري و شجاعت بي نظيرش فوق العاده رقيق القلب و داراي رأفت و رحمت بودند و اشكش همچون مرواريد بر گونه هايش سرازير بودو دلش براي ضعفا و مظلومين مي تپيد .
انتهاي عفو و گذشت
رسول اكرم (ص) داراي چنان رأفت و ترحّمي بودند كه در فتح مكّه مكرّمه بعد از خواندن خطبه ، نگاهي به سركشان و متكبّران قريش انداختند ، آنهايي كه در راه نابودي اسلام و مسلمين و آزار رساندن به پيامبر عظيم الشّأن و يارانش و ناسزاگويي و طعنه زدن به آنان ،
هيچ گونه كوتاهي نكرده بودند و مشاهده كساني كه يادآوري خاطرات خونبار و جگرخراش آنان كافي بود ، تا همه آنها از دم تيغ گذرانده شوند ؛ اما شخصّيتي كه وجودش سراسر رحمت براي عالميان است ، همه را مورد عفو قرار دادند و با گفته مشفقانه خويش كه « لا تَثْرِيبَ عَليكُم اَلْيومَ » تا قيامت همه را ممنون خود گردانيد .
آري ! چنين پيامبر عطوف و مهرباني كه ، تا آخرين لحظات حياتش در فكر امّت خويش بودند و هميشه در انديشه نجات بشريّت از ذلّت و رسوايي روز قيامت ، بي قرار بودند و بطور مستمر ، براي امّتش ، دعاي هدايت و رحمت مي كردند و راضي نبود كه هيچ كس، بدون ايمان از اين جهان رخت سفر بر بندد .
بنابراين تنها راه نجات جامعه بشري و امت اسلامي ، بازگشت مجدد به فرامين و دستورات خداوند متعال وسنّت هاي گوهر بار طيّبه حضرت رسول مكرّم اسلام (ص) مي باشد . كه دراين صورت آرامش و امنيّت واقعي و سعادت ابدي ، براي جامعه بشري ، تضمين شده خواهد بود .
به اميد آنروز
والسلام عليكم
عبدالرئوف رخشاني











